یادداشتهای یک دور مانده از وطن
  
 شهر خاموش من آن روح بهارانت کو  ...
 
شهریور 1386
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            
 
آرشیو
موضوع بندی

جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
دوشنبه 23 بهمن ماه سال 1385
گرا میداشت ۸ مارس روز زن
آسمان دیلی نیوز :  ۸ مارس در راه است و ما بر آنیم که 8 مارس را به روزاعتراض میلیونی علیه هر گونه نابرابری و ستم تبدیل کنیم . گرامیداشت 8 مارس تداعی کننده ی یاد و خاطره زنان مبارزی است که اگر بودند و وضع ما زنان در دنیای امروز را می دیدند حیرت می کردند چرا که هنوز دراین دنیای نابرابرما زنان از ابتدایی ترین حقوق محرومیم ؛ هنوز نصف انسان به حساب می آییم ؛ ملک مرد به حساب می آییم ؛ پدر؛ برادر؛ شوهر و مناسبات دنیای وارونه بر گوشه گوشه ی زندگی مان چنگی ظالمانه انداخته است به سان یک کالا با قیمتی به سنگینی حقارت انسان در طول تاریخ همه ی استعداد و توانایی مان به یغما برده می شود . هنوزما زنان قربانیان جنگ ؛ فقر ؛ تبعیض و خشونت هستیم . راه نفس کشیدنی نیست این درد مشترک پیر و جوان نمی شناسد ؛ باسواد و بی سواد نمی شناسد ؛ این سرنوشت گریز ناپذیر یکایک ما زنان است اما دنیای بهتری ممکن است . برای پایان دادن به این وضعیت نابرابرو غیرانسانی ؛ همه ی انسانهای ستمدیده و برابری طلب و نهادهای مدنی وفعالین اجتماعی را به برگزاری هر چه با شکوهتر روز جهانی زن فرا می خوانیم .

شخصیتها و فعالین و نهادهای مدنی که از این فراخوان حمایت می کنند اسامی خود را به این ایمیل jameezanan@yahoo.com ارسال فرمایند .
جامعه حمایت از زنان


دیبا علیخانی
ثریا محمدی
سیما علیخانی
آسو قصری
هانا صدیق وزیری
رعنا مرادی - انجمن سبز تبریز
سیمین هادی فر- انجمن ادبی فرهنگی همدان
ساناز فروهر - کانون دفاع ازحقوق زنان و کودکان ایران
لیرا عزیزی
ملوک ملکی
شریفه ماجدی
ناهید محمدی
حدیقه بدری – کرمانشاه
فریبا فرشا - انجمن حمایت از کودکان معلول شهرستا ن الیگودرز
عصمت نعمتی
پونه احمدی زاده
مهناز محمدی
پریا وزیری
هولیر محمودی - مریوان
شیلر محمودی
ناهید غلام شاهی - انجمن حقوق کودک زاهدان
آنا نوری - خرم آباد
ژانت اردلان
اسرین سوران سقزی
ریتا مجیدی
فرانک رسولی - اراک
روناک احمدی - ارومیه
رباب حسین پناهی – کرمان


 
دوشنبه 23 بهمن ماه سال 1385
بحث دو جوان ایرانی به نقل از بی بی سی

تاجیکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
صدای شما
به روز شده: 12:32 گرینویچ - جمعه 09 فوریه 2007 - 20 بهمن 1385
 
این صفحه را برای دوستان خود بفرستید   صفحه بدون عکس
رو در رو: بحث دو جوان ایرانی درباره انقلاب ۱۳۵۷
 
شراره نوری و محمد آزادی دو جوان ایرانی در باره انقلاب 1357 گفتگو می کنند

انقلاب ایران در سال 1357، یکی از سرفصل های مهم تاریخ معاصر در این کشور محسوب می شود که تاثیرات و نتایج آن تا دهه ها ادامه خواهد داشت و طبعا نظرات متفاوتی نیز درباره آن ارائه شده است. در آستانه بیست و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب، شراره نوری (در سوئد) و محمد آزادی (در قم) - دو جوان ایرانی که هر دو پس از انقلاب رشد یافته اند - با دو نظر متفاوت درباره انقلاب سال 1357 در ایران و دستاوردهایش به بحث پرداخته اند. چکیده سخنان آنها را می خوانیم:


محمد آزادی: انقلاب ایران به دلیل وابستگی شاه به غرب و شرق شکل گرفت و آن دولت هیچ استقلالی نداشت به عنوان مثال در سال 1349 بر اثر توافقنامه دولت های ایران و بریتانیا استان چهاردهم کشور در خلیج فارس مستقل اعلام شد که کشور بحرین به وجود آمد.

دلیل دیگر نارضایتی مردم از رژیم شاه، استبداد بود که مانع از رسیدن صدای روحانیون و روشنفکران به مردم می شد. سومین دلیل انقلاب، عدم پایبندی حکومت به احکام اسلامی بود که نمونه آن تایید ازدواج دو مرد بود که مورد اعتراض مردم واقع شد و شاه این همجنس گرایی را که در خیلی از کشورها جرم تلقی می شود را تایید کرد.

شراره نوری: شکاف طبقاتی درایران در سالهای آخر منتهی به انقلاب بسیار گسترده شده بود، مطالبات مردم؛ رفاه، آزادی، لغو حکومت سلطنتی، لغو سیستم تک حزبی و مشارکت یافتن در سیاست گذاری های جامعه بود که با اعتراضات مناطق کارگری در تهران آغاز شد و با اعتصاب کارگران شرکت نفت به اوج خود رسید.

درضمن من می خواستم توضیحی در باره سخن آقای آزادی در باره همجنس گرایی بدهم که یک حق مسلم برای آزادی های فردی و اجتماعی مردم است که شریک جنسی خود را انتخاب کنند.

محمد: خانم نوری چیزی در باره اسلام خواهی مردم در تظاهرات سال 57 نگفتند، چگونه می شود این موضوع را نادیده گرفت؟

محمد آزادی، 23 ساله طلبه
محمد آزادی، ساکن قم
  متولد استان فارس و درسال 1380 پس از موفقیت در آزمون ورودی وارد حوزه علمیه قم شده است و از آن زمان مشغول تحصیل در آنجا است و به مطالعه در زمینه مسائل سیاسی و دینی می پردازد
 

شراره: فقدان یک حزب منسجم که بتواند خواسته های مردم را نمایندگی کند، سبب شد که روحانیون با فرصت طلبی وارد میدان شوند، از طرف دیگر غرب نیز می خواست تا کمربند سبزی از کشورهای اسلامی دور شوروی بکشند، چپ ایران هم عمدتا در آن زمان گیج بود، حتی چریکهای فدایی خلق هم تحلیل درستی از{ آیت الله} خمینی نداشتند و اغلب اعضای آن تصور می کردند که او ضد امپریالیسم است که دو سال بعد همین اختلافات منجر به انشعاب در این سازمان شد.

اما من می خواهم توجه شما را به اولین تظاهرات زنان در هشتم مارس سال 57 جلب کنم که شعار می دادند: "نه روسری نه توسری"، "آزادی، برابری" و "ما انقلاب نکردیم که به عقب برگردیم " و همچنین اولین تظاهرات بزرگ کارگران در اول مه 1358 که شعارهای رادیکال سر می دادند و نشان می دادند که ماهیت انقلاب ماهیتی غیر مذهبی و رادیکال است.

درباره اهداف انقلاب

محمد: اگر اهداف انقلاب را در شعارهای مردم در آن زمان بخواهیم ببینیم؛ استقلال و آزادی دو هدف اساسی آن در کنار بنای یک جامعه اسلامی بوده است.

به نظر من جمهوری اسلامی مدعی نیست که به تمام اهداف انقلاب رسیده است، مخصوصا که آیت الله خامنه ای هم این را در یکی از سخنرانی هایشان دقیقا تصریح کرده اند.

اما ما از ابتدای انقلاب اسلامی تا کنون به حدی از استقلال رسیده ایم که مطمئنا بدل به یک الگوی استقلال در جهان شده است.

در مورد آزادی، ما هم به برخی از اتفاقاتی که برخلاف قانون می افتد و آزادی فردی و اجتماعی فرد یا گروهی را محدود می کند معترض هستیم، ولی سرجمع این ها نشان می دهد که آزادی در حکومت جمهوری اسلامی در حد بالایی وجود دارد.

برداشتن فقر و رسیدن به حد بالایی از فن آوری در همه سطوح رسیده است و خودش را در حد یک قدرت منطقه ای و جهانی رشد داده است.

شراره: انقلاب 57 با هدف رفاه، آزادی و توسعه شکل گرفت ولی این انقلاب به اهداف خودش نرسید و سرکوب شد و همدستی روحانیت به رهبری {آیت الله} خمینی و نیروهای ملی و مذهبی و بخش مهمی از چپ و سایر احزاب سبب شد که هر صدای اعتراضی در همان ابتدا به بهانه نقض وحدت در نطفه خفه شود.

 در اولین تظاهرات زنان در هشتم مارس سال 57 ، زنان شعار می دادند: "نه روسری نه توسری"، "آزادی، برابری" و "ما انقلاب نکردیم که به عقب برگردیم " که نشان می داد ماهیت انقلاب غیر مذهبی و رادیکال است.
 
شراره نوری، فعال زنان در سوئد

اما جمهوری اسلامی از همان روز اول به سرکوب همه احزاب، مردم کردستان، مطبوعات، کارگران، زنان و راه انداختن ماشین زندان و اعدام های دسته جمعی اقدام کرد، در نتیجه انقلاب نتوانست به اهداف خودش برسد.

پیشرفت و توسعه

محمد: از نظر من انقلاب به توسعه همه جانبه کشور منجر شد، من چند تا مثال را فقط نمونه وار ذکر می کنم :

دستیابی به سلولهای بنیادین، درمان ضایعات نخاعی، فن آوری شبیه سازی و دستیابی به فن آوریهایی مثل انرژی هسته ای که امسال در دهه فجر 3000 سانترفیوژ آغاز به کار می کند، ساخت سریع ترین اژدر دنیا، بزرگترین توپ دریایی جهان و از این قبیل، به علاوه درصد باسوادی چهل درصدی سال 56 را ببینید و درصد باسوادی 94 درصد این سالها را.

از سوی دیگر واردات کالا در سال 56، هجده میلیارد دلار بوده است که در سال 1374 که جمعیت صد درصد نسبت به قبل رشد داشته است این مقدار 23 میلیارد دلار بوده است.

شما دقت کنید که این پیشرفت ها با وجود تحریم هایی بود که برعلیه جمهوری اسلامی با شروع جنگ تحمیل شد که برخلاف ادعای خانم نوری که جمهوری اسلامی را مدیون کمک غرب می خواند، حتی به ما سیم خاردار نمی دادند...

شراره: من تاکید کردم که غرب می خواست سیستم سرمایه داری ایران را حفظ کند و آن را از تاج شاه به عمامه آخوند بدل کند و تمام ساختار نظام یعنی دولت، زندان، شکنجه و اعدام را سرجایش تثبیت کند.

محمد: خب، ما از سیم خارداری که به ما نمی دادند در این سالها با تکیه بر توان خودمان به انرژی هسته ای رسیدیم.

شراره: من نمی دانم چطور آقای آزادی پیشرفت مردم را در داشتن چند دستگاه سانترفیوژ خلاصه می کنند؟ شما ببینید که در ایران چند میلیون کارگر زیر حداقل دستمزد وجود دارد، چند میلیون نفری که اعضای بدن خودشان را می فروشند تا نانی برای خانواده شان فراهم کنند، چند میلیون معتاد، چند میلیون مبتلا به ایدز،...

شراره نوری، فعال حقوق زنان و کودکان
شراره نوری، ساکن گوتنبرگ
  در سال 1998 از ایران خارج شد و در سوئد به عنوان پناهنده سیاسی سکنی گزید و از آن زمان در کنار مطالعات سیاسی و فلسفی به فعالیت در زمینه حقوق زنان و کودکان پرداخته است
 

محمد: شما از بحث اصلی دور شده اید...

شراره: این ها ربطی به پیشرفت ندارد، دستاورد جمهوری اسلامی تا کنون بنیان گذاشتن اسلام سیاسی است که دنیا را همراه با نظامی گری غرب تهدید می کند.

در حالی که مردم در ایران فریاد می زنند: "آزادی، برابری حق مسلم ماست" و برای نان و آب برق، گاز و سوخت دست و پنجه نرم می کنند.

رفاه و شادی و امنیت و بهداشت و در نظر گرفتن حقوق کودکان، چیزهایی است که حق مردم است.

آقای آزادی از ساخت بزرگترین موشک ها به عنوان دستاوردهای حکومت نام برد، من هم می توانم حمایت از دسته های تروریست و شهادت طلب را به آن اضافه کنم که اگر آدم بخواهد برود به یک رستوران یک قهوه بخورد باید دائم نگران باشد که یک بمب گذار انتحاری به آنجا حمله نکند.

من در نهایت فکر می کنم ما با فقر، فحشا، کودک خیاباتی، غم، اعتیاد، سنگسار و اعدام صدها سال به ته سیاهچال تاریخ بازگشتیم.

محمد: ببینید، وقتی ما از پیشرفت حرف می زنیم بیشتر از آن که به حقوق زنان و کودکان کار داشته باشیم، منظور ما همین چیزهایی است که من عرض کردم، در ضمن خانم نوری حقوق زنان و کودکان همان چیزی نیست که شما می گویید، آن چیزی است که ما در اینجا می بینیم...

شراره: یعنی در ایران سنگسار و فقر و کودک خیابانی نیست؟ یعنی سرکوب و حجاب اجباری نیست؟ قاچاق کودکان برای سکس نیست؟ شما بروید بم را ببینید که چند سال بعد از زلزله مردم هنوز دارند توی چادر زندگی می کنند...

محمد: این ادعاها باید اثبات بشود...

شراره: شما تظاهرات امسال دانشجویان در پانزده آذر را دیدید که چه شعارهایی می دادند؟

محمد: بله دیدم، چند نفر بودند آنها؟

شراره: یعنی شما خبر ندارید که جمهوری اسلامی که تا دندان مسلح است با چه خشونتی هر تظاهراتی را سرکوب می کند؟ نمی دانید که با پونز سعی کرده حجاب را سر زنان کند؟ می دانید که اگر چند ساعت پلیس و بسیجی توی خیابان نباشد چه می شود؟

مردم ایران مذهبی نیستند و هر طور که بتوانند اعتراض خود را بیان می کنند حتی به صورت استفاده از لباس های مدرن و عدم رعایت حجاب زوری...

محمد: شما دم از اختناق می زنید و آن وقت می گوید مردم با لباس های مدرن می آیند توی خیابان...

  در کنار پیشرفت هایی چون انرژی هسته ای که امسال در دهه فجر 3000 سانترفیوژ آغاز به کار می کند، درصد باسوادی چهل درصدی سال 56 را ببینید و درصد باسوادی 94 درصد این سالها را.
 
محمد آزادی، طلبه در قم

شراره: برای اینکه سرکوب و شکنجه و اسید پاشی و اعدام و اختناق هست، اما من به شما یک پیام خوب می دهم و این که تاریخ شکست نخوردگان این بار با انقلاب زنان بار دیگر نوشته می شود...

محمد: ...تاریخ این انقلاب کی هست؟

شراره: ... من اگر جای شما باشم آقای آزادی خودم را به جنبشی پیوند می زنم که آزادی و برابری می خواهد، چون من فکر می کنم فردای انقلاب مردم دادگاه های مردمی تشکیل می دهند که تک تک کسانی را که مردم را سرکوب کردند باید پاسخگو باشند.

اگر خودتان در انقلاب بودید...

شراره: اگر من در آن انقلاب نقش داشتم، با آن جنبش رادیکالی که سرکوب را نپذیرفت و باز هم بعد از استقرار جمهوری اسلامی به خیابان آمد می پیوستم.

و باز هم دوم خردادیها و اصلاح طلب ها و کنفرانس برلینی ها و جایزه نوبلی ها را افشا می کردم. وهمان کاری را می کردم که امروز توی دانشگاه ها می گویند: شبح لنین برفراز ایران در پرواز است.

من به مردمی تعلق دارم که نه به اسلام سیاسی دل بسته اند و نه نظامی گرمی و جزء جبهه سوم هستند و رفاه را برای کل جامعه می خواهد، دنیایی بدون جنگ و اعدام وسلاح هسته ای می خواهد و دلشان می خواهد که خودشان برای خودشان تصمیم بگیرند و بصورت مستقیم و از طریق شوراها در حاکمیت حضور داشته باشند.

محمد: اگر من در انقلاب نقش داشتم، همه سعی خودم را می کردم که انحرافی از اهداف اصولی و کلی ایجاد نشود، دغدغه ای که من نسبت به روزهای انقلاب دارم این است که یک تندرویهایی شده است که شاید به کسی ظلمی شده که حق ش نبوده...

محمد آزادی از قم و شراره نوری از گوتنبرگ در سوئد
 شراره: من امیدوارم آقای آزادی به جنبش مردم بپیوندد ... محمد: امیدوارم بتوانیم با خانم نوری از نزدیک گفتگو کنیم
 

شراره: منظورتان گورهای دستجمعی خاوران است؟ یا کسانی مثل پسرعموی من که استاد دانشگاه بود وصرفا به خاطر تشابه اسمی اعدام شد؟...

محمد: نخیر، من دو نکته را اشاره کردم یکی اینکه جمهوری اسلامی نمی تواند مدعی رسیدن به اهدافش باشد و دیگر این که ما هم نمی توانیم چشم مان را به کمبودها و اشکالات ببندیم.

من همه اشتباهات را قبول نمی کنم. یکی از اشکالاتی هم که دارم این است که در اوایل انقلاب کارهایی انجام شده است که گرچه کار سازماندهی شده و دستور داده شده نبود ولی ظلم بوده در حق مردم، مثل همین که شما می گویید یکی از بستگان شما را، حالا نمی دانم، احتمالا کشته اند.

برای خداحافظی...

شراره: من برای خداحافظی به آقای آزادی می گویم که مردم ایران صلح، آزادی، برابری و رفاه می خواهند، دلم می خواهد که آقای آزادی و همه مردم به این جنبش بپیوندند.

مردمی که شادی می خواهند، اعدام نمی خواهند، پیوستن به مردم به نظر من افتخار آفرین است و دست دوستی به سوی هر کسی که جزیی از این جنبش باشد دراز می کنم.

محمد: من امیدوارم که بتوانیم از نزدیک همدیگر را ملاقات کنیم و بحث کنیم، ای بسا که بسیاری از حرفهایی که خانم نوری مطرح کردند دغدغه های من هم باشد ولی باید در باره آن ها به تبادل نظر بپردازیم.

 

 
دوشنبه 16 بهمن ماه سال 1385
تجمع شورای هماهنگی تشکل های فرهنگیان سراسر ایران

به نام خداوند جان و خرد

  امروزیکشنبه 25بهمن 1385از ساعت ۱۰صبح نزدیک به یکهزار نفر از نمایندگان تشکل های فرهنگیان سراسر ایران همراه معلمان و باز نشستگان آموزش و پرورش در خیابان مجاهدین اسلام(روبروی)مجلس بخاطر باز پس گیری لایحه ی مدیریت خدمات کشوری توسط دولت؛ دور هم جمع شدند.وبا شعارهای (مدعی عدالت خجالت خجالت ) ( تاحق خود نگیریم از پا نمی نشینیم) (خود در رفاه و نعمت ما را کند نصیحت) و..... به مدت 7ساعت محوطه ی جلوی مجلس را اشغال نمودند. این در حالی بود که نیروهای نظامی و انتظامی منطقه را در محاصره داشتند.این تجمع که با هماهنگی کانون صنفی معلمان ایران- تهران انجام گرفته بود .با سخنرانی یکا یک دبیرکل تشکلهای استانهای کشور ادامه داشت . آقایان باغانی دبیر کل کانون تهران،عباسی دبیر کل کانون اردبیل،شیرازی دبیر کل کانون یزد،سماجت دبیر کل کانون شیراز،مرتضی پور دبیر کل کانون تبریز،ابطحی عضو کانون خمینی شهر، ودبیر کل کانون همدان ، بهشتی دبیرکل سابق کانون تهران ،توکلی دبیر کل کانون صنفی معلمان کرمانشاه و چند تن دیگر سخنرانی کردند.درپایان مراسم قطعنامه ای به این شرح صادر شد:

 

 "  ما نمایندگان معلمان به دولت ومجلس تا 25بهمن مهلت می دهیم تانسبت به تصویب لایحه ی نظام هماهنگ خدمات کشوری اقدام نموده و در صدا و سیما به آگاهی همگان برسانند .در غیر این صورت در روزدوشنبه سی ام بهمن وسه شنبه یکم اسفند ماه معلمان ایران درمدارس حاضرشده،اما سر کلاس های درس نخواهند رفت.وکلاسهای درس را تعطیل خواهند کرد. پس از این هشدار چنانچه باز نتیجه ای بدست نیاید. تشکل ها برای تصمیم گیری نهایی درتهران گردهم آمده و جلسه ا ی اضطراری خواهند داشت."

                            این تجمع در ساعت 17 به پایان رسید."


 
یکشنبه 17 دی ماه سال 1385
سال ۲۰۰۶  نگاهی از یک دریچه

2006: The Year in Pictures

 

 


 
پنجشنبه 9 شهریور ماه سال 1385
به یاد آوریم و دیگر نخندیم

نه... من دیگر نمی خندم

نه من دیگر بروی ناکسان هرگز نمی خندم
 گر پیمان عشق جاودانی
 با شما معروفه های پست هر جایی نمی بندم
 شما کاینسان در این پهنای محنت گستر ظلمت
 ز قلب آسمان جهل و نادانی
 به دریا و به صحرای امید و عشق بی پایان این ملت
 تگر ذلت و فقر و پریشانی و موهومات می بارید
 شما ،‌کاندر چمن زار بدون آب این دوران توفانی
 بفرمان خدایان طلا ،‌ تخم فساد و یأس می کارید ؟
 شما ، رقاصه های بی سر و بی پا
 که با ساز هوس پرداز و افسونساز بیگانه
 چنین سرمست و بی قید و سراپا زیور و نعمت
 به بام کلبه ی فقر و بروی لاشه ی صد پاره ی زحمت
سحر تا شام می رقصید
 قسم : بر آتش عصیان ایمانی
 که سوزانده است تخم یأس را در عمق قلب آرزومندم
 که من هرگز ، بروی چون شما معروفه های پست هر جایی نمی خندم
 پای می کوبید و می رقصید
 لیکن من ... به چشم خویش می بینم که می لرزید
 می بینم که می لرزید و می ترسید
 از فریاد ظلمت کوب و بیداد افکن مردم
 که در عمق سکوت این شب پر اضطراب و ساکت و فانی
 خبر ها دارد از فردای شورانگیز انسانی
 و من ... هر چند مثل سایر رزمندگان راه آزادی
 کنون خاموش ،‌در بندم
 ولی هرگز بروی چون شما غارتگران فکر انسانی نیم خندم

کارو


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 25243


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها