یادداشتهای یک دور مانده از وطن
  
 شهر خاموش من آن روح بهارانت کو  ...
 
شهریور 1386
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            
 
آرشیو
موضوع بندی

Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
دوشنبه 30 بهمن ماه سال 1385
پاسخ عیسی سحرخیز به دولت احمدی‌ نژاد : دولت نهم حقایق را وارونه

خبرگزاری حکومتی آفتاب : «عیسی سحرخیز» مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد در دولت خاتمی با رد اظهارات اخیر مشاور مطبوعاتی احمدی‌نژاد در مقایسه عملکرد دولت‌های قبلی و فعلی تاکید کرد که جوانفکر حقایق را وارونه می‌کند. پیش از این «علی‌اکبر جوانفکر» مشاور رئیس جمهور در گفت‌وگو با ایرنا گفته بود «سیدمحمد خاتمی هنگامی که مسئولیت ریاست جمهوی را برعهده گرفت، مجموعه‌ای از عوامل همفکر و همراه او که در عرصه‌های سیاسی و مطبوعاتی فعال بودند، با وی به صحنه آمدند و مراکز مهم اجرایی و پس از آن مراکز تصمیم گیری‌ مانند مجلس ششم را در اختیار خود گرفتند. اما احمدی‌نژاد نه با یک عقبه سیاسی و مطبوعاتی بلکه با پشتوانه‌ای از خدمات درخشان اجرایی در عرصه پیچیده‌ای مانند مدیریت شهری به صحنه آمد».

سحرخیز در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب تصریح کرد: خاتمی نه تنها از یک وجهه داخلی بلکه بین‌المللی نیز برخوردار بود و بسیاری از مدیران بخش‌های مختلف کشور به ویژه فرهنگی و مسئولین سیاسی که پیشینه کار در دولت و مجلس را داشتند مشوق او بودند که در انتخابات ریاست جمهوری در هر دو مرحله شرکت کند. با وجودی که وی علاقه‌ای نداشت.

مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد در دولت خاتمی افزود: طبیعی است هنگامی که خاتمی در مسند ریاست جمهوری قرار گرفت گروه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و... تمام توان خود را به کار بستند که خواسته ملت را که در رای به خاتمی تبلور پیدا کرد، محقق کنند و اصلاحات را در جامعه پیش ببرند.

وی در عین حال تاکید کرد: اما در مقابل، احمدی‌نژاد گرچه عنوان می‌کرد حزبی نیستیم اما در ٤٨ ساعت پایانی انتخابات ریاست جمهوری نهم گروه‌های حامی وی تمام تلاش خود را بکار بردند که وی در مقابل هاشمی پیروز شود. به گفته سحرخیز، «احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری نهم از یک عقبه خاص برخوردار شد و نتیجه رویکرد این جریان در عرصه‌های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی همین وضعیتی است که در دولت نهم شاهد هستیم».

او افزود: در مقایسه دولت خاتمی و احمدی‌نژاد مردم هستند که باید قضاوت کنند کدامیک کار کارشناسی کردند و به جای شعارهای پوپولیستی، درصدد حل مسائل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جامعه برآمدند.

سحرخیز معتقد است: تمام شاخص‌های اجتماعی و اقتصادی از جمله روند تورم، میزان ذخایر ارزی و نظم و ترتیب در مقابل شاخص بیکاری، تورم، نابسامانی در قیمت کالاهای مصرفی، بودجه آشفته و کمبودهای مقطعی کالاهای مصرفی در شرایط حساس کنونی نشان‌دهنده میزان موفقیت این دو جریان است.

سحرخیز در ادامه پیرامون سیاست خارجی دولت نهم و مقایسه آن با سیاست خارجی دولت خاتمی نیز اظهار داشت: در زمان دولت خاتمی، روابط بسیار مثبتی با کشورهای منطقه، تعامل سازنده‌ای با کشورهای صنعتی و حرکتی به سمت رفع تنش با آمریکا داشتیم. اما هم اکنون تمام این مسائل روند معکوس گرفته که نتیجه آن یک بیانیه و دو قطعنامه در شورای امنیت است و هم اکنون در آستانه قطعنامه سوم و تحریم‌ قرار گرفته‌ایم.

وی تاکید کرد: اگر این دو شرایط را مقایسه کنید و سپس شخصیت، منش و روش خاتمی را با احمدی‌نژاد مقایسه کنید، جایی برای چنین شعارهایی باقی نمی‌ماند.

سحرخیز در ادامه درباره بخشی از سخنان مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور مبنی بر اینکه «مجموعه‌ای از عوامل همفکر و همراه خاتمی که در عرصه‌های سیاسی و مطبوعاتی فعال بودند، مراکز مهم اجرایی و همچنین مجلس ششم را در اختیار خود گرفتند» گفت: مشاور رئیس جمهور حقایق را وارونه می‌کند. اگر بدنه دولت احمدی‌نژاد و یاران نزدیک او را نگاه کنیم، مشاهده می‌کنیم کسانی که مسئولیت سایت‌ها و رسانه‌های پشت پرده منتقد دولت‌های قبلی را در اختیار داشتند امروز در جایگاه معاونین وزیر مشغول به کارند.

وی تصریح کرد: این افراد نه تنها رسانه‌ها را خدمت خود دارند بلکه بودجه کشور را به انحای مختلف در اختیار دولت گذاشته‌اند. چنانکه در دوره مسئولیت خود، حتی مدیریت خبرگزاری‌هایی مانند ایرنا را تغییر داده‌اند و درصدد تغییر مدیریت خبرگزاری غیر دولتی ایسنا هستند. ضمن آنکه سایت‌هایی بی‌نام و نشان را در اختیار دارند که عملا نقش تبلیغات و حمایت از دولت را انجام می‌دهند.


 
دوشنبه 30 بهمن ماه سال 1385
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

 Student committe of

human rights reporters

شماره۲2۱-۲۰۰۷ 

تاریخ۲۹/1۱/1385

کیوان رفیعی 

 

 در این هزار توی،

 سالهاست که به زیر دشنه و مشت و زندان لبخند می زنیم

 و محکم می ایستیم و بر بوم شب ستاره می کشیم

 و در کوچه های شب طویل پرسه می زنیم

 و بر چشم همشهریان خفته مان آوازهای حقیقت را به تصویر می کشیم

 

همواره در ایران ادعا بر این بوده که زندانی سیاسی وجود ندارد و احدی به جرم ابرازعقیده اش در زندان نیست.

در حالی که درجامعه ای که هنوز جرم سیاسی تعریف نشده و مصداق نیافته است، هر سخن و فکر و اقدامی را که دگراندیشانه باشد، می توان توهین به مقدسات و اقدام علیه امنیت تعریف کرد.

ماههاست که از بازداشت غیرقانونی دکتر کیوان انصاری، ابوالفضل جهاندار، خیرالله(سعید) درخشندی و کیوان رفیعی می گذرد. اصل 32 قانون اساسی مقررمیدارد که مقدمات محاکمه متهم میبایست دراسرع وقت فراهم گردد، همچنین بند 3 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی نیز میگوید: "هر کس به اتهام جرمی دستگیر یا بازداشت شود باید او را دراسرع وقت در محضر دادرس حاضر نمود و باید در مدت معقولی محاکمه یا آزاد شود."

این درحالی است که با گذشت بیش از۵ ماه از بازداشت این چهارتن، مقامات قضایی نه تنها پاسخ روشنی در مورد اتهامات آنان نداده اند، بلکه همچنان به نگهداری آنها در بازداشتگاه امنیتی 209 وزارت اطلاعات اصرار می ورزند.

طبق اصل 35 قانون اساسی در همه دادگاهها طرفین دعوا حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند، اما دادگاه انقلاب و وزارت اطلاعات با تحت فشار گذاردن متهمین خود تلاش میکند تا مانع ازحضور وکیل درمراحل دادرسی و دادگاه گردند. کیوان رفیعی که به مدت 8 ماه است در بازداشت موقت در بند 209 به سرمیبرد گفته است که وزارت اطلاعات تاکنون اجازه ملاقات او با وکلایش را صادر نکرده و حتی جلسه دادگاه وی نیز بدون حضور وکیل برگزار شده است. سایر افراد یاد شده نیز در شرایطی مشابه در وضعیت بلاتکلیفی به سر میبرند.

با توجه به اصل 37 قانون اساسی اصل بر برائت متهم است و هیچکس در نظر قانون مجرم شناخته نمیشود مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح اثبات گردد، با این حال مشخص نیست که نگهداری طولانی مدت متهمین سیاسی در بازداشتگاههای امنیتی و محرومیت از کوچکترین حقوق انسانی، بر اساس کدام اصول قانونی انجام می پذیرد.

همچنین درحالی که اصل 38 قانون اساسی ( ماده 5 اعلامیه حقوق بشر) هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع را ممنوع دانسته است، اخبار رسیده از بند 209 حاکی از این است که افراد نگهداری شده در آنجا که اغلب از فعالین سیاسی میباشند به طرق مختلف تحت شکنجه قرار دارند که به طور عمده میتوان به شکنجه روحی و روانی اشاره کرد.

 

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، با ابراز نگرانی نسبت به شرایط نگهداری کیوان انصاری، خیرالله درخشندی، کیوان رفیعی و ابوالفضل جهاندار، نگهداری آنان را در زندان و بازداشت موقت، برخلاف اصول مندرج در قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر دانسته و خواهان توجه تمامی مجامع حقوق بشر نسبت به نقض حقوق این افراد در زندان اوین است.


 
دوشنبه 30 بهمن ماه سال 1385
اطلاعیه شماره 1

اطلاعیه شماره 1

 

8 مارس2007 روز جهانی زن همراه، همدل و هم صدا، خلق جهانی نو را فریاد کنیم !

 

آیا صدای فریاد زنان عراقی را از وحشت قتل ناموسی توسط جریانات اسلامی و یا تجاوز سربازان تجاوزگر آمریکایی و انگلیسی می شنوید؟

آیا صدای اعتراض زنان در افغانستان را که تن و جانشان جولانگاه رقابت های طالبان و سایر جریانات اسلامی، دول اشغالگر غربی و دست نشاندگان آنان شده است می شنوید؟

آیا صدای فریاد آن زن ایرانی که با درد شلاق و حجاب اجباری بر تن در آستانه سنگسار است را می شنوید؟

آیا صدای اعتراض زنان آمریکا  که هر 6 ثانیه یکی از خواهرانشان قربانی تجاوز جنسی است را می شنوید؟

آیا شاهد افزایش روزانه تعداد زنان قربانی خشونت های مردسالارانه در کشورهای اروپایی هستید؟

مسببن سرکوب و فرودستی زنان در یک سو قدرت های امپریالیستی مردسالارند که جنگ های تجاوزگرانه خود را تحت نام ما "زنان" و "حقوق بشر" برای مردم منطقه مشروعیت می بخشند و از سوی دیگر مرتجعین بنیادگرای اسلامی که زنان را به برده مبدل کرده اند.

قتل هزاران زن و کودک در افغانستان و عراق توسط بمب های خوشه ای ناپالم و فسفری، تجاوز سربازان آمریکایی به زنان عراقی، تدوین قانون اساسی ضد زن اسلامی توسط جریانات بنیادگرای اسلامی با کمک مشاوران آمریکایی و سایر دول غربی در عراق و افغانستان گوشه ای از "آزاد سازی" زنان به سبک امپریالیستها ست. از سوی دیگر جریانات مرتجع اسلامی از طریق برنامه سیاسی شان در حال تشدید و گسترش سرکوب و فرودستی زنان هستند. قوانین نابرابر و مجازات های اسلامی علیه زنان و حجاب اجباری در ایران فشرده قدرت مردانه اسلامی است. تجاوز و قتل زنان و دختران در افغانستان نماد قدرت جریانات جنگ سالار و مرتجع اسلامی است.

 

همه این وقایع به ما زنان می آموزد که هر راه حلی جهت رهایی و آزادی زنان در چهارچوب ساختار کنونی حاکم بر جهان همانقدر کاذب است که جستجوی رهایی زنان در چهارچوب ایدئولوژی های مذهبی از جمله اسلام.

ما زنان در ادامه راهی که  سال گذشته آغاز کردیم، به دنبال ساختن جهانی هستیم بر پایه قدرت و مشارکت تمامی انسانهایی که سودی در دوام نظام های متکی  بر ستم و استثمار  ندارند. ما خواستار جهانی هستیم که در آن ناقص سازی جنسی زنان نه یک سنت بلکه یک جنایت محسوب شود. هیچ دختر خردسالی به « حجله » تجاوز نرود؛ هیچ زنی به بهانه « ناموس مرد » به قتل نرسد؛ هیچ زن و دختری برای خلاصی از شر خشونت مردسالاری خودکشی و خود سوزی نکند؛ هیچ زنی به جرم دوست داشتن و یا رابطه جنسی مجازات و سنگسار نشود؛ جهانی که همجنس خواهی را یک جرم و ناهنجاری تلقی نکند؛ هویت زنان با همسر و مادر بودنشان تعیین نشود. کسی نتواند زنان را به اجبار درآشپزخانه و اندرونی حبس کند و آنان را از مشارکت در تولید اجتماعی و فعالیت های سیاسی محروم کند؛ زنان مالک و صاحب اختیار بدن خود باشند و بتوانند برای بچه دار شدن و یا نشدن، خود تصمیم بگیرند، جهانی که برابری زنان با مردان را در تمامی عرصه ها تامین کند.

این ها جلوه هائی از افق رهائی ماست، که باید در دسترس میلیونها زن ستمدیده قرار گیرد. افقی که به ما امید می دهد، امیدی که به ما شجاعت و قدرت می بخشد تا بتوانیم با مبارزات اگاهانه خود آینده ای فارغ از هرگونه ستم و استثمار  جنسی و طبقاتی را خلق کنیم.

 

زنان ومردان آزادیخواه!

روز 8 مارس 2007 با پیام "نه به ارتجاع، نه به امپریالیسم، ما در حال خلق جهانی دیگر هستیم!"  گام هایمان را متحد و صفوفمان را گسترده کنیم. پرچم رهایی زنان در جهان کنونی مرزی روشن بین همه ستمدیدگان جهان و مرتجعین  رنگارنگ امپریالیستی و بنیادگرای اسلامی است

قرار ما:  8 مارس 2007

 مکان : دن هاگ هلند    ایستگاه مرکزی - مالی فلد  

زمان: پنج شنبه  ساعت 11:00

کارزار مبارزه برای لغو کلیه قوانین نابرابر و مجازات های اسلامی علیه زنان

ژانویه 2007

 

Karzar2005@yahoo.com

www.karzar-zanan.com

 
دوشنبه 30 بهمن ماه سال 1385
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر : براساس آخرین اخبار رسیده،

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر : براساس آخرین اخبار رسیده، در پی وخامت حال احمد باطبی، وی ساعتی پیش به بیمارستان شهدا در تجریش انتقال یافت.هم اکنون خانواده ی باطبی برای اطلاع از وضعیت فرزندشان به بیمارستان مراجعه کرده اند.

 

لازم به ذکر است احمد باطبی به دلیل فشارهای وارده در زندان، در طی دو روز گذشته دچار حملات عصبی شدید و تشنج گشته و به بهداری منتقل شده بود.

اخبار تکمیلی متعاقبا ارسال خواهد شد.


 
دوشنبه 30 بهمن ماه سال 1385
احمد باطبی دچار سکته مغزی شد و در کما فرو رفت
خبرنامه امیر کبیر :  احمد باطبی دانشجوی زندانی سیاسی که بیش از هفت سال از مدت محکومیتش در زندان اوین می گذرد، جمعه شب دچار حمله مغزی شد که منجر به ایجاد تشنج گردید و به مدت 3 ساعت در کما به سر برد.

شایان ذکر است ریختن ماموران برای جمع آوری وسایل شخصی وی از قبیل هیتر، وسایل پخت و پز و وسایل شخصی، وی را به شدت عصبی کرده بود.

از طرفی عدم اجازه برای دیدار با استاد راهنمای خود برای اتمام پایان نامه، فشار برای کوتاه کردن موی سر و نداشتن مرخصی، مشکلات روحی ناشی از دوری از خانواده و تهدید مبنی بر انتقال به بند 8( بند جانیان و معتادان مواد مخدر) فشارهای زیادی را بر وی آورده است.

این فشارهای روحی که به بیماریهای جسمی قبلی اضافه شده منجر به مشکلات عدیده روحی و جسمی در وی شده است و درنهایت جمعه شب 27 بهمن ماه دچار حمله مغزی شد و به مدت 3 ساعت در کما فرو رفت. وی سپس به بهداری منتقل شد و در آنجا بستری گردید.

گفتنی است احمد باطبی با وضعیت فعلی به شدت نیاز به درمان تخصصی در خارج از زندان دارد و ادامه روند فعلی، او را دچار آسیب های جدی خواهد کرد.


 
سه شنبه 24 بهمن ماه سال 1385
بازداشت 3 دانشجو در شبستر

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

  Student committee of

human rights reporters

شماره۲19-۲۰۰۷ 

تاریخ۲4/1۱/1385

 

بهزاد خورشیدزاده،پرویزسلطانی وقهرمان سلطانی سه تن از فعالین جنبش دانشجویی آذربایجان در شبستر،روز شنبه به هنگام پخش اعلامیه به مناسبت ۲۱ فوریه(روزجهانی زبان مادری) توسط اداره اطلاعات دستگیر شدند و تاکنون از محل نگهداری آنان اطلاعی در دست نیست.

همچنین اخبار رسیده از زندان تبریز حاکیست که قربان زارعی و فرهادمحسنی که درجریان تظاهرات خردادماه ۸۵ در تبریز بازداشت شده بودند و در جریان محاکمه غیرعلنی و بدون حضور وکیل به حبس های طولانی محکوم شده بودند، همچنان در زندان تبریز به سرمی برند


 
سه شنبه 24 بهمن ماه سال 1385
خبرنامه امیر کبیر : نجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر
خبرنامه امیر کبیر : نجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر با آغاز ترم جدید تحصیلی به پاسداشت مقاومت های مدنی و صنفی دانشجویان در ترم گذشته با حضور دانشجویان ممنوع الورود به برگزاری جشنی همگانی پرداخت.

جشن دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر امروز سه شنبه ساعت ۱۲در حالی آغاز شد که نیروهای شبه نظامی بسیج از صبح با سیاه پوش کردن دانشگاه، سعی در تغییر فضای عمومی دانشگاه داشتند. انتظامات دانشگاه نیز همچون گذشته با حضور در صحن دانشگاه سعی در عدم برگزاری برنامه جشن دانشجویان پلی تکنیک داشت.

جشن با پخش موسیقی شروع شد که مدیریت دانشگاه با قطع برق تمام تلاش خود را در جلوگیری از اجرای این برنامه انجام داد.

انجمن اسلامی نمایشگاه عکسی از حوادث و فعالیت های دانشجویان پلی تکنیک در ترم گذشته در صحن دانشگاه برپا کرده بود که با استقبال گسترده دانشجویان مواجه شد. برپایی این نمایشگاه در ابتدا با مخالفت برخی از بسیجیان دانشگاه مواجه شد و حین برنامه انتظامات دانشگاه تلاش زیادی در خصوص جمع آوری این نمایشگاه انجام داد که با ایستادگی دانشجویان نمایشگاه عکس تا پایان برنامه برقرار بود.

مستندی در خصوص بازتاب فعالیت های دانشجویان امیرکبیر در ترم گذشته در رسانه های عمومی در این مراسم به نمایش گذاشته شد. همچنین این جشن با پخش شیرینی در صحن دانشگاه همراه بود.

مجری برنامه در ابتدا، به تشریح فضای ترم گذشته و فعالیتهای صورت گرفته توسط انجمن اسلامی دانشجویان که با حمایت دانشجویان صورت گرفته بود، پرداخت. وی با بیان اینکه احضار به کمیته انضباطی، تعلیق و ممنوع الورود کردن، جلوگیری از ثبت نام و اخراج دانشجویان خلاف قانون بوده است، افزود: این مسائل نه تنها موجب محدود شدن فعالیت دانشجویان نمی شود، بلکه این فعالیتها با حمایتهای دانشجویان گسترده تر شده است.

وی از دکتر کیوان انصاری، استاد دربند و عضو جامعه دانشگاهی پلی تکنیک که همچنان در وضعیت بلاتکلیفی به سر می برد، یاد کرد و آرزوی آزادی وی را نمود که مورد حمایت شدید دانشجویان قرار گرفت.

آرمین سلماسی، عضو شورای عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر با بیان اینکه فعالیتهای گسترده انجمن اسلامی در ترم گذشته در طول چند دوره اخیر این انجمن بی سابقه بوده است، گفت: سیاه نمایی های شبه نظامیان بسیج در اعتراض به برگزاری برنامه جشن دانشجویان در حالی صورت می گیرد، که نخستین جشن در ماه محرم از سوی ستاد برگزاری مراسم راهپیمائی ۲۲ بهمن و صدا و سیما با برگزار کردن کنسرت زنده موسیقی در حاشیه راهپیمائی صورت گرفت. اکنون همه می دانند که چه تفکری یزیدی عمل می کند و چه کسانی مظلوم و حسینی اند.

علی عزیزی، نائب دبیر انجمن اسلامی دانشجویان با ابراز خرسندی از این که بار دیگر امکان حضور در جمع دانشجویان را پیدا کرده است، گفت: تخریب ساختمان انجمن اسلامی شوکی را به ما وارد کرد، اما با شکل گیری دوباره و انسجام فعالیت های دانشجویی، اهداف خود را پیگیری کردیم. برگزاری فعالیت های دانشجویی بدون حمایت دانشگاه موجب شد دانشجویان با تکیه بر بدنه دانشجویی فعالیت های خود را پی بگیرند و این موجب رادیکال شدن و گسترده تر شدن فعالیت های انجمن اسلامی دانشجویان شد. اما رئیس دانشگاه که با تخریب ساختمان انجمن نشان داده بود که حاضر به رعایت قواعد بازی نیست بار دیگر با ممنوع الورود کردن ما تلاش کرد از تداوم فعالیت انجمن اسلامی دانشجویان جلوگیری کند. اما اعتراضات دانشجویان به اعمال غیرقانونی دانشگاه و پوشش گسترده این اعتراضات در رسانه ها موجب زدن مهر رد بر اعمال رئیس دانشگاه شد.

علی عزیزی در ادامه با اشاره به اعتراضات دانشجویان پلی تکنیک به احمدی نژاد، گفت: این عمل منجر به شکسته شدن تابوی پوشالین دولت اقتدارگرا، آغاز فصل نقد دولت و افول ستاره بخت احمدی نژاد شده و در رسانه های خارجی نیز با نامیدن شدن کوی دانشگاه دوم موجب حمایت جنبش های دانشجویی خارج از ایران از حرکت دانشجویان پلی تکنیک شد. عزیزی در پایان افزود: در ترم جاری همانند ترم گذشته هرجریانی که قصد جعل عنوان و هویت انجمن اسلامی دانشجویان را داشته باشد با ایستادگی دانشجویان مواجه خواهد شد.

در ادامه تریبون عباس حکیم زاده، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی، در سخنان کوتاهی در خصوص برپایی جشن آغاز ترم از دانشجویان برگزار کننده مراسم تشکر کرد و ابراز امیدواری کرد ترم جاری نیز مانند ترم گذشته شاهد مقاومت دانشجویان در مقابل تحجر و ارتجاع باشیم. حکیم زاده در خصوص قطع کردن برق دانشگاه گفت: متاسفیم که حوزه اقتدار و اختیار مدیریت دانشگاه امیرکبیر در حد قطع و وصل کردن فیوز برق محدود شده اما در آن سو صدای آزادیخواهی دانشجویان ایران امروز از گلوی دانشجویان پلی تکنیک به گوش می رسد.

در پایان این مراسم بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان توسط مجری برنامه قرائت شد. در این بیانیه آمده است: در ترمی که گذشت انجمن اسلامی دانشجویان، در برهه های مختلف و در سایه حمایت قاطع دانشجویان فضای بسته دانشگاه را شکست تا اینکه مدیریت تصمیم به حذف فیزیکی فعالین دانشجویی نمود و علی عزیزی، عباس حکیم زاده و مجید توکلی از تحصیل و ورود به دانشگاه محروم شدند. این اقدام دانشگاه نقطه عطف فعالیت دانشجویان در فضای بسته حاکم و در برابر مدیریت سر سپرده آن شد.

در ادامه بیانیه با اشاره به برنامه های اعتراضی متعددی که در طول ترم گذشته توسط دانشجویان پلی تکنیک سامان داده شد، خاطرنشان شده است: ممانعت از ورود وزیر علوم به کلاس درس، تجمع روز دانشجو و در اوج آن حضور پر شور و خاطره انگیز دانشجویان در مانور تبلیغاتی احمدی نژاد در پلی تکنیک و تبدیل کردن آن به فضاحتی که نتایجش در اننتخابات شورای شهر نمود پیدا کرد، بار دیگر به همه نشان داد که سیاست مشت آهنین هرگز در پلی تکنیک جوابگو نخواهد بود. و اکنون ترم جدید تحصیلی را در حالی آغاز می کنیم که مدیریت در اجرای سیاست های محدود کننده اش با شکست کامل مواجه شده است.

در انتهای این بیانیه یاد دانشجوی دربند، دکتر کیوان انصاری، که بیش از پنج ماه از حبس او می گذرد، گرامی داشته شده و آمده است: انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک تهران، با یاد مقاومت و پایداری دکتر کیوان انصاری و با پاسداشت پایداری های دانشجویان پلی تکنیک در ترم گذشته، تقدیر از دانشجویان ممنوع الورود ترم پیش و سایر فعالین دانشجویی به ویژه دکتر متین مشکین آغاز ترم جدید تحصیلی را به تمام یاران دبستانی اش شاد باش می گوید و از تمامی دانشجویان پلی تکنیک دعوت می نماید، تا در ترم جدید برای همیشه به ترکتازی ها و قلدری های پیاده نظام دولت عوام فریب در دانشگاه پایان دهند.

در حاشیه این مراسم بورد آزادی برای انعکاس نظرات عموم دانشجویان نسبت به مدیریت دانشگاه امیرکبیر نصب شده بود که با استقبال دانشجویان رو به رو شد و دانشجویان در حین مراسم نظرات خود را بر روی برد نوشتند.


 
دوشنبه 23 بهمن ماه سال 1385
گرا میداشت ۸ مارس روز زن
آسمان دیلی نیوز :  ۸ مارس در راه است و ما بر آنیم که 8 مارس را به روزاعتراض میلیونی علیه هر گونه نابرابری و ستم تبدیل کنیم . گرامیداشت 8 مارس تداعی کننده ی یاد و خاطره زنان مبارزی است که اگر بودند و وضع ما زنان در دنیای امروز را می دیدند حیرت می کردند چرا که هنوز دراین دنیای نابرابرما زنان از ابتدایی ترین حقوق محرومیم ؛ هنوز نصف انسان به حساب می آییم ؛ ملک مرد به حساب می آییم ؛ پدر؛ برادر؛ شوهر و مناسبات دنیای وارونه بر گوشه گوشه ی زندگی مان چنگی ظالمانه انداخته است به سان یک کالا با قیمتی به سنگینی حقارت انسان در طول تاریخ همه ی استعداد و توانایی مان به یغما برده می شود . هنوزما زنان قربانیان جنگ ؛ فقر ؛ تبعیض و خشونت هستیم . راه نفس کشیدنی نیست این درد مشترک پیر و جوان نمی شناسد ؛ باسواد و بی سواد نمی شناسد ؛ این سرنوشت گریز ناپذیر یکایک ما زنان است اما دنیای بهتری ممکن است . برای پایان دادن به این وضعیت نابرابرو غیرانسانی ؛ همه ی انسانهای ستمدیده و برابری طلب و نهادهای مدنی وفعالین اجتماعی را به برگزاری هر چه با شکوهتر روز جهانی زن فرا می خوانیم .

شخصیتها و فعالین و نهادهای مدنی که از این فراخوان حمایت می کنند اسامی خود را به این ایمیل jameezanan@yahoo.com ارسال فرمایند .
جامعه حمایت از زنان


دیبا علیخانی
ثریا محمدی
سیما علیخانی
آسو قصری
هانا صدیق وزیری
رعنا مرادی - انجمن سبز تبریز
سیمین هادی فر- انجمن ادبی فرهنگی همدان
ساناز فروهر - کانون دفاع ازحقوق زنان و کودکان ایران
لیرا عزیزی
ملوک ملکی
شریفه ماجدی
ناهید محمدی
حدیقه بدری – کرمانشاه
فریبا فرشا - انجمن حمایت از کودکان معلول شهرستا ن الیگودرز
عصمت نعمتی
پونه احمدی زاده
مهناز محمدی
پریا وزیری
هولیر محمودی - مریوان
شیلر محمودی
ناهید غلام شاهی - انجمن حقوق کودک زاهدان
آنا نوری - خرم آباد
ژانت اردلان
اسرین سوران سقزی
ریتا مجیدی
فرانک رسولی - اراک
روناک احمدی - ارومیه
رباب حسین پناهی – کرمان


 
دوشنبه 23 بهمن ماه سال 1385
ناصر خیر اللهی (زندان رجائی شهر)

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

Student committee of

human rights reporters

 

شماره۲1۵-۲۰۰۷ 

تاریخ1۹/1۱/1385

 

ناصرخیراللهی فعال سیاسی که هم اکنون سومین سال حبس خود را در زندان رجایی شهر میگذراند، در اعتراض به شرایط نامناسب نگهداری و بلاتکلیفی خود با وجود گذشت 3 سال، دست به اعتصاب غذا زده است.

به گفته همسر ناصرخیراللهی، وی از 32 روز پیش اعتصاب غذای خود را آغاز و طی چند روز گذشته از دریافت آب نیز خودداری کرده است.

این درحالی است که مسئولین زندان رجایی شهر علی رغم اینکه در شهریورماه امسال، ولی الله فیض مهدوی در پی اعتصاب غذا و به دلیل بی توجهی مسئولین زندان جان سپرده بود، بدون توجه به شرایط نامساعد جسمانی خیراللهی، وی را به قرنطینه منتقل کرده اند.

همسر ناصرخیراللهی همچنین با وخیم دانستن شرایط جسمانی همسرش در پی اعتصاب غذا خواهان توجه نهادهای حقوق بشر نسبت به وضعیت او شد.

ناصرخیراللهی فعال سیاسی مستقل، 3 سال پیش به اتهام اقدام علیه امنیت و ارتباط با بیگانگان بازداشت و به مدت 180 روز در انفرادی زندان اوین به سر برد و پس از آن ابتدا به زندان رجایی شهر و سپس به زندان اصفهان انتقال یافت که حدود 40 روز پیش وی بار دیگر به زندان رجایی شهر بازگردانده شد.

خیراللهی در حالی سومین سال بازداشت خود را در زندان پشت سر میگذارد، که هنوز از سوی دادگاه حکمی برای وی صادر نشده و همچنان در وضعیت بلاتکلیفی به سرمیبرد.

لازم به تذکر است که در طی 6 ماه گذشته دو زندانی سیاسی به نامهای اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی در زندانهای ایران در پی اعتصاب غذا، جان باخته اند.

 

Komite.gozareshgar@gmail.com

http://komitegozareshgar.blogfa.com

 
دوشنبه 23 بهمن ماه سال 1385
بحث دو جوان ایرانی به نقل از بی بی سی

تاجیکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
صدای شما
به روز شده: 12:32 گرینویچ - جمعه 09 فوریه 2007 - 20 بهمن 1385
 
این صفحه را برای دوستان خود بفرستید   صفحه بدون عکس
رو در رو: بحث دو جوان ایرانی درباره انقلاب ۱۳۵۷
 
شراره نوری و محمد آزادی دو جوان ایرانی در باره انقلاب 1357 گفتگو می کنند

انقلاب ایران در سال 1357، یکی از سرفصل های مهم تاریخ معاصر در این کشور محسوب می شود که تاثیرات و نتایج آن تا دهه ها ادامه خواهد داشت و طبعا نظرات متفاوتی نیز درباره آن ارائه شده است. در آستانه بیست و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب، شراره نوری (در سوئد) و محمد آزادی (در قم) - دو جوان ایرانی که هر دو پس از انقلاب رشد یافته اند - با دو نظر متفاوت درباره انقلاب سال 1357 در ایران و دستاوردهایش به بحث پرداخته اند. چکیده سخنان آنها را می خوانیم:


محمد آزادی: انقلاب ایران به دلیل وابستگی شاه به غرب و شرق شکل گرفت و آن دولت هیچ استقلالی نداشت به عنوان مثال در سال 1349 بر اثر توافقنامه دولت های ایران و بریتانیا استان چهاردهم کشور در خلیج فارس مستقل اعلام شد که کشور بحرین به وجود آمد.

دلیل دیگر نارضایتی مردم از رژیم شاه، استبداد بود که مانع از رسیدن صدای روحانیون و روشنفکران به مردم می شد. سومین دلیل انقلاب، عدم پایبندی حکومت به احکام اسلامی بود که نمونه آن تایید ازدواج دو مرد بود که مورد اعتراض مردم واقع شد و شاه این همجنس گرایی را که در خیلی از کشورها جرم تلقی می شود را تایید کرد.

شراره نوری: شکاف طبقاتی درایران در سالهای آخر منتهی به انقلاب بسیار گسترده شده بود، مطالبات مردم؛ رفاه، آزادی، لغو حکومت سلطنتی، لغو سیستم تک حزبی و مشارکت یافتن در سیاست گذاری های جامعه بود که با اعتراضات مناطق کارگری در تهران آغاز شد و با اعتصاب کارگران شرکت نفت به اوج خود رسید.

درضمن من می خواستم توضیحی در باره سخن آقای آزادی در باره همجنس گرایی بدهم که یک حق مسلم برای آزادی های فردی و اجتماعی مردم است که شریک جنسی خود را انتخاب کنند.

محمد: خانم نوری چیزی در باره اسلام خواهی مردم در تظاهرات سال 57 نگفتند، چگونه می شود این موضوع را نادیده گرفت؟

محمد آزادی، 23 ساله طلبه
محمد آزادی، ساکن قم
  متولد استان فارس و درسال 1380 پس از موفقیت در آزمون ورودی وارد حوزه علمیه قم شده است و از آن زمان مشغول تحصیل در آنجا است و به مطالعه در زمینه مسائل سیاسی و دینی می پردازد
 

شراره: فقدان یک حزب منسجم که بتواند خواسته های مردم را نمایندگی کند، سبب شد که روحانیون با فرصت طلبی وارد میدان شوند، از طرف دیگر غرب نیز می خواست تا کمربند سبزی از کشورهای اسلامی دور شوروی بکشند، چپ ایران هم عمدتا در آن زمان گیج بود، حتی چریکهای فدایی خلق هم تحلیل درستی از{ آیت الله} خمینی نداشتند و اغلب اعضای آن تصور می کردند که او ضد امپریالیسم است که دو سال بعد همین اختلافات منجر به انشعاب در این سازمان شد.

اما من می خواهم توجه شما را به اولین تظاهرات زنان در هشتم مارس سال 57 جلب کنم که شعار می دادند: "نه روسری نه توسری"، "آزادی، برابری" و "ما انقلاب نکردیم که به عقب برگردیم " و همچنین اولین تظاهرات بزرگ کارگران در اول مه 1358 که شعارهای رادیکال سر می دادند و نشان می دادند که ماهیت انقلاب ماهیتی غیر مذهبی و رادیکال است.

درباره اهداف انقلاب

محمد: اگر اهداف انقلاب را در شعارهای مردم در آن زمان بخواهیم ببینیم؛ استقلال و آزادی دو هدف اساسی آن در کنار بنای یک جامعه اسلامی بوده است.

به نظر من جمهوری اسلامی مدعی نیست که به تمام اهداف انقلاب رسیده است، مخصوصا که آیت الله خامنه ای هم این را در یکی از سخنرانی هایشان دقیقا تصریح کرده اند.

اما ما از ابتدای انقلاب اسلامی تا کنون به حدی از استقلال رسیده ایم که مطمئنا بدل به یک الگوی استقلال در جهان شده است.

در مورد آزادی، ما هم به برخی از اتفاقاتی که برخلاف قانون می افتد و آزادی فردی و اجتماعی فرد یا گروهی را محدود می کند معترض هستیم، ولی سرجمع این ها نشان می دهد که آزادی در حکومت جمهوری اسلامی در حد بالایی وجود دارد.

برداشتن فقر و رسیدن به حد بالایی از فن آوری در همه سطوح رسیده است و خودش را در حد یک قدرت منطقه ای و جهانی رشد داده است.

شراره: انقلاب 57 با هدف رفاه، آزادی و توسعه شکل گرفت ولی این انقلاب به اهداف خودش نرسید و سرکوب شد و همدستی روحانیت به رهبری {آیت الله} خمینی و نیروهای ملی و مذهبی و بخش مهمی از چپ و سایر احزاب سبب شد که هر صدای اعتراضی در همان ابتدا به بهانه نقض وحدت در نطفه خفه شود.

 در اولین تظاهرات زنان در هشتم مارس سال 57 ، زنان شعار می دادند: "نه روسری نه توسری"، "آزادی، برابری" و "ما انقلاب نکردیم که به عقب برگردیم " که نشان می داد ماهیت انقلاب غیر مذهبی و رادیکال است.
 
شراره نوری، فعال زنان در سوئد

اما جمهوری اسلامی از همان روز اول به سرکوب همه احزاب، مردم کردستان، مطبوعات، کارگران، زنان و راه انداختن ماشین زندان و اعدام های دسته جمعی اقدام کرد، در نتیجه انقلاب نتوانست به اهداف خودش برسد.

پیشرفت و توسعه

محمد: از نظر من انقلاب به توسعه همه جانبه کشور منجر شد، من چند تا مثال را فقط نمونه وار ذکر می کنم :

دستیابی به سلولهای بنیادین، درمان ضایعات نخاعی، فن آوری شبیه سازی و دستیابی به فن آوریهایی مثل انرژی هسته ای که امسال در دهه فجر 3000 سانترفیوژ آغاز به کار می کند، ساخت سریع ترین اژدر دنیا، بزرگترین توپ دریایی جهان و از این قبیل، به علاوه درصد باسوادی چهل درصدی سال 56 را ببینید و درصد باسوادی 94 درصد این سالها را.

از سوی دیگر واردات کالا در سال 56، هجده میلیارد دلار بوده است که در سال 1374 که جمعیت صد درصد نسبت به قبل رشد داشته است این مقدار 23 میلیارد دلار بوده است.

شما دقت کنید که این پیشرفت ها با وجود تحریم هایی بود که برعلیه جمهوری اسلامی با شروع جنگ تحمیل شد که برخلاف ادعای خانم نوری که جمهوری اسلامی را مدیون کمک غرب می خواند، حتی به ما سیم خاردار نمی دادند...

شراره: من تاکید کردم که غرب می خواست سیستم سرمایه داری ایران را حفظ کند و آن را از تاج شاه به عمامه آخوند بدل کند و تمام ساختار نظام یعنی دولت، زندان، شکنجه و اعدام را سرجایش تثبیت کند.

محمد: خب، ما از سیم خارداری که به ما نمی دادند در این سالها با تکیه بر توان خودمان به انرژی هسته ای رسیدیم.

شراره: من نمی دانم چطور آقای آزادی پیشرفت مردم را در داشتن چند دستگاه سانترفیوژ خلاصه می کنند؟ شما ببینید که در ایران چند میلیون کارگر زیر حداقل دستمزد وجود دارد، چند میلیون نفری که اعضای بدن خودشان را می فروشند تا نانی برای خانواده شان فراهم کنند، چند میلیون معتاد، چند میلیون مبتلا به ایدز،...

شراره نوری، فعال حقوق زنان و کودکان
شراره نوری، ساکن گوتنبرگ
  در سال 1998 از ایران خارج شد و در سوئد به عنوان پناهنده سیاسی سکنی گزید و از آن زمان در کنار مطالعات سیاسی و فلسفی به فعالیت در زمینه حقوق زنان و کودکان پرداخته است
 

محمد: شما از بحث اصلی دور شده اید...

شراره: این ها ربطی به پیشرفت ندارد، دستاورد جمهوری اسلامی تا کنون بنیان گذاشتن اسلام سیاسی است که دنیا را همراه با نظامی گری غرب تهدید می کند.

در حالی که مردم در ایران فریاد می زنند: "آزادی، برابری حق مسلم ماست" و برای نان و آب برق، گاز و سوخت دست و پنجه نرم می کنند.

رفاه و شادی و امنیت و بهداشت و در نظر گرفتن حقوق کودکان، چیزهایی است که حق مردم است.

آقای آزادی از ساخت بزرگترین موشک ها به عنوان دستاوردهای حکومت نام برد، من هم می توانم حمایت از دسته های تروریست و شهادت طلب را به آن اضافه کنم که اگر آدم بخواهد برود به یک رستوران یک قهوه بخورد باید دائم نگران باشد که یک بمب گذار انتحاری به آنجا حمله نکند.

من در نهایت فکر می کنم ما با فقر، فحشا، کودک خیاباتی، غم، اعتیاد، سنگسار و اعدام صدها سال به ته سیاهچال تاریخ بازگشتیم.

محمد: ببینید، وقتی ما از پیشرفت حرف می زنیم بیشتر از آن که به حقوق زنان و کودکان کار داشته باشیم، منظور ما همین چیزهایی است که من عرض کردم، در ضمن خانم نوری حقوق زنان و کودکان همان چیزی نیست که شما می گویید، آن چیزی است که ما در اینجا می بینیم...

شراره: یعنی در ایران سنگسار و فقر و کودک خیابانی نیست؟ یعنی سرکوب و حجاب اجباری نیست؟ قاچاق کودکان برای سکس نیست؟ شما بروید بم را ببینید که چند سال بعد از زلزله مردم هنوز دارند توی چادر زندگی می کنند...

محمد: این ادعاها باید اثبات بشود...

شراره: شما تظاهرات امسال دانشجویان در پانزده آذر را دیدید که چه شعارهایی می دادند؟

محمد: بله دیدم، چند نفر بودند آنها؟

شراره: یعنی شما خبر ندارید که جمهوری اسلامی که تا دندان مسلح است با چه خشونتی هر تظاهراتی را سرکوب می کند؟ نمی دانید که با پونز سعی کرده حجاب را سر زنان کند؟ می دانید که اگر چند ساعت پلیس و بسیجی توی خیابان نباشد چه می شود؟

مردم ایران مذهبی نیستند و هر طور که بتوانند اعتراض خود را بیان می کنند حتی به صورت استفاده از لباس های مدرن و عدم رعایت حجاب زوری...

محمد: شما دم از اختناق می زنید و آن وقت می گوید مردم با لباس های مدرن می آیند توی خیابان...

  در کنار پیشرفت هایی چون انرژی هسته ای که امسال در دهه فجر 3000 سانترفیوژ آغاز به کار می کند، درصد باسوادی چهل درصدی سال 56 را ببینید و درصد باسوادی 94 درصد این سالها را.
 
محمد آزادی، طلبه در قم

شراره: برای اینکه سرکوب و شکنجه و اسید پاشی و اعدام و اختناق هست، اما من به شما یک پیام خوب می دهم و این که تاریخ شکست نخوردگان این بار با انقلاب زنان بار دیگر نوشته می شود...

محمد: ...تاریخ این انقلاب کی هست؟

شراره: ... من اگر جای شما باشم آقای آزادی خودم را به جنبشی پیوند می زنم که آزادی و برابری می خواهد، چون من فکر می کنم فردای انقلاب مردم دادگاه های مردمی تشکیل می دهند که تک تک کسانی را که مردم را سرکوب کردند باید پاسخگو باشند.

اگر خودتان در انقلاب بودید...

شراره: اگر من در آن انقلاب نقش داشتم، با آن جنبش رادیکالی که سرکوب را نپذیرفت و باز هم بعد از استقرار جمهوری اسلامی به خیابان آمد می پیوستم.

و باز هم دوم خردادیها و اصلاح طلب ها و کنفرانس برلینی ها و جایزه نوبلی ها را افشا می کردم. وهمان کاری را می کردم که امروز توی دانشگاه ها می گویند: شبح لنین برفراز ایران در پرواز است.

من به مردمی تعلق دارم که نه به اسلام سیاسی دل بسته اند و نه نظامی گرمی و جزء جبهه سوم هستند و رفاه را برای کل جامعه می خواهد، دنیایی بدون جنگ و اعدام وسلاح هسته ای می خواهد و دلشان می خواهد که خودشان برای خودشان تصمیم بگیرند و بصورت مستقیم و از طریق شوراها در حاکمیت حضور داشته باشند.

محمد: اگر من در انقلاب نقش داشتم، همه سعی خودم را می کردم که انحرافی از اهداف اصولی و کلی ایجاد نشود، دغدغه ای که من نسبت به روزهای انقلاب دارم این است که یک تندرویهایی شده است که شاید به کسی ظلمی شده که حق ش نبوده...

محمد آزادی از قم و شراره نوری از گوتنبرگ در سوئد
 شراره: من امیدوارم آقای آزادی به جنبش مردم بپیوندد ... محمد: امیدوارم بتوانیم با خانم نوری از نزدیک گفتگو کنیم
 

شراره: منظورتان گورهای دستجمعی خاوران است؟ یا کسانی مثل پسرعموی من که استاد دانشگاه بود وصرفا به خاطر تشابه اسمی اعدام شد؟...

محمد: نخیر، من دو نکته را اشاره کردم یکی اینکه جمهوری اسلامی نمی تواند مدعی رسیدن به اهدافش باشد و دیگر این که ما هم نمی توانیم چشم مان را به کمبودها و اشکالات ببندیم.